حرفهای حمیدرضا
 

                    سخنان بزرگان                

 

فقط یک چیز می دانم ، و آن اینکه چیزی نمی دانم .

سقراط

     هرگز کسی را ناامید نکنید ، شاید امید او همه ی دارایی اش باشد .

جکسون براون

     بر بلندی کوهها نمی توان غالب شد ، مگر از طریق جاده های پیچ در پیچ .

گوته

      وقتی پول حرف می زند ، حقیقت سکوت می کند .

 

      انسانیت به ظاهر نیست ، بلکه به باطن است .

تولستوی

 

 همیشه به یاد داشته باشید که مهم ترین چیز در کار و روابط خانوادگی صداقت است .

براون

      لبخند ، حتی زمانیکه بر لبان یک مرده می نشیند ، باز زیباست .

 

      عشق هرگز به رنگ تردید در نمی آید .

      صميت، اشتياق به گشودن درون خود، به روي ديگران است.

 

اينم شعرهای کار جديد مهستی

من هنوز چیزی نگفتم
که تو طاقتت تموم شد
باقیشم بگم میبینی
گریه هات کلی حروم شد

من که آسمون نبودم
اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو
بخدا اون یه بیگناهه

باز که ابری شد نگاهت
بغضتم واسم عزیزه
اما اشکاتو نگه دار
نذار اینجوری بریزه

حال من خیلی عجیبه
دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم تا
تو چشام عشقو ببینی
تو چشام عشقو ببینی

بدجوری دیوونتم من
فکر نکن این اعتراضه
همیشه نبودن تو
کرده این دلو کلافه


میدونم فرقی نداره
واست عاشق بودن من
میدونم واست یکی شد
بودن و نبودن من

اولش گفتم یه حسه
یا یه احترام ساده
اما بعد دیدم یه عشقه
حد و اندازش زیاده

بیا و مثل گذشته
جز به من به همه شک کن
من بدون تو میمیرم
بیا و بهم کمک کن

من هنوز چیزی نگفتم
که تو طاقتت تموم شد
باقیشم بگم میبینی
گریه هات کلی حروم شد

من که آسمون نبودم
اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو
بخدا اون یه بیگناهه....


 


به من نگاه کن واسه یه لحظه
نگات به صد تا آسمون میارزه
من از خدامه که بکشم نازتو
تا بشنوم یه لحظه آوازتو

من از خدامه پیش تو بمونم
جواب حرفاتو خودم بخونم
من از خدامه بمونم دیوونت
سر بذارم رو شهر امن شونت

من از خدامه بمونی کنارم
من که بجز تو کسی و ندارم
من از خدامه که نباشه دوری
فقط دلم میخواد بگی چجوری

من از خدامه که یه روز دعامون
بره تو آسمون پیش خدامون
به عشق اونکه بعد اونهمه درد
خدا یه نگاهیم بما کرد

به من نگاه کن واسه یه لحظه
نگات به صد تا آسمون میارزه
من از خدامه که بکشم نازتو
تا بشنوم یه لحظه آوازتو

من از خدامه پیش تو بمونم
جواب حرفاتو خودم بخونم
من از خدامه بمونم دیوونت
سر بذارم رو شهر امن شونت.....













ببین قلبم شکست اما نترسید
ترقه بازی ترسیدن نداره
یکی خواستش دل و
چیزی نگفتم
دل خالی که دزدیدن نداره

تو این دیوونه رو باز امتحان کن
ولی عاشق که سنجیدن نداره
می گی که شاید خوابم رو ببینی
چشای خیس که خوابیدن نداره

می گم چشم تو باشه قبله ی من
می گی چشم که پرستیدن نداره
هوای چشمم امشب ابره ابره
ولیکن نای باریدن نداره

ازت خواستم بپرسم
اما دیدم
جواب من که پرسیدن نداره
چه لبخندی زدی به گریه ی من
عزیزم گریه خندیدن نداره






 


دنيا كه اينجوري نميمونه هميشه
يه روز مياي ميگم نميخوام و نميشه
خيال نكن هميشه دلم برات ميميره
يه روزي برميگردي كه ديگه خيلي ديره

يه روز مياي سراغم كه خيلي وقته رفتم
هزار هزار بهونه از اون نگات گرفتم
اين روزارو يادت باشه كه يه وقت نگي نگفتي
اون روزا دور نيست كه به ياده من بازم نيفتي

يه وقتي برميگردي كه فايده اي نداره
هر چي سرم آوردي دنيا سرت مياره
يه وقتي برميگردي كه فايده اي نداره
هر چي سرم آوردي دنيا سرت مياره

دنيا كه اينجوري نميمونه هميشه
يه روز مياي ميگم نميخوام و نميشه
خيال نكن هميشه دلم برات ميميره
يه روزي برميگردي كه ديگه خيلي ديره

يه روز مياي سراغم كه خيلي وقته رفتم
هزار هزار بهونه از اون نگات گرفتم
اين روزارو يادت باشه كه يه وقت نگي نگفتي
اون روزا دور نيست كه به ياده من بازم نيفتي

يه وقتي برميگردي كه فايده اي نداره
هر چي سرم آوردي دنيا سرت مياره
يه وقتي برميگردي كه فايده اي نداره
هر چي سرم آوردي دنيا سرت مياره





شاید اگر دائم بودی کنارم
یه روز میدیدم که دوست ندارم
می خوام برم که تا ابد بمونم
سخته برای هر دومون میدونم (2)



فکر نکنی دوری و اینجا نیستی
قلب من اونجاست تو تنها نیستی
خودم میرم عکسام ولی تو قابه
میشنوه حرفو ولی بی جوابه

رفتنه من شاید یه امتحانه
واسه شناخت تو تو این زمونه
غصه نخور زندگی رنگارنگه
یه وقتایی دور شدنم قشنگه
مراقبه گلدونه اطلسی باش
یه وقتایی منتظره کسی باش
کسی که چشماش یه کمی روشنه
شاید یه قدری هم شبیهه منه

کسی که چشماش کمی روشنه
شاید یه کمی شبیهه منه



شاید اگر دائمم بودی کنارم....

فکر نکنی....




کسی که چشماش ...


هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود

چهره هیچ کسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم
همه شاید یه جوری مرده بودن

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود










 


زندگی جز با تو برام حرومه
اگه نیای کاره دلم تمومه
طوری تو کردی که بشه باورم
عشقای این زمونه بی دوومه
یه روز برام گل میاری
یه روز من و خار می کنی
هیچ می دونی با این کارات من و گرفتار می کنی
یه روز میگی یارت میشم دوباره غمخوارت میشم
روزه دیگه با تنه هات حرفاتو انکار می کنی
یادم می یاد یه روز برات مثل پری زاد بودم
تو باغ سر سبزه چشات یه سر و آزاد بودم
هر واژه کلامه تو موج زمان بود واسه من
هر روز اگه می دیدمت جوون بودم شاد بودم

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٤ - حمیدرضا