حرفهای حمیدرضا
 

                           بابا ایول دست فرمون !!!                          


اتومبيل لاله صديق چهارمين است در بين 10 اتومبيلي كه زيگزاگ ايستاده‌اند پشت خط شروع مسابقة سرعت. شناختنش با وجود فاصلة نسبتاً زياد جايگاه تماشاگران تا پيست مسابقه اصلا ً سخت نيست. دست كوچكش كه روي فرمان است و جثة ظريفش تابلوست! احساس مي‌كنم حتي چشمان سياه پر از شيطنتش را هم از پشت كلاه كاسكت مي‌بينم. البته اسمش را هم روي بدنة اتومبيل نوشته است، مثل چند شركت‌كنندة ديگر. بلندگو هم اعلام مي‌كند: «لاله صديق، اتومبيل شمارة 100.»
او اولين و تنها زني است كه تاكنون در ايران در مسابقة اتومبيل‌راني سرعت (رِيس) شركت مي‌كند. براي همين تجمع عكاس‌ها در اطراف اتومبيل لاله طبيعي است و هيجان من و ديگر تماشاگران زن نيز.

HydroForum® Group

شروع مسابقه نزديك است. هر 10 شركت‌كننده با اتومبيل پروتن دارند گاز مي‌دهند و داوران آماده‌اند پرچم شروع را بزنند. چراغ كه سبز مي‌شود، لاله با حركتي سريع لايي مي‌كشد و جلو مي‌افتد. صداي جيغ و فرياد تشويق تماشاگران زن بلند مي‌شود. هيجان زنان ديدني است. همه ايستاده‌اند و اتومبيل لاله را دنبال مي‌كنند. «اي‌وَل» را زياد مي‌شنوي از ميان تشويق‌ها.
زني كه براي اولين بار در مسابقات سرعت شركت كرده از همان ابتدا جلو مي‌افتد. آن هم چه جلو افتادني! آن‌قدري با نفر دوم فاصله دارد كه وقتي دور دوم، سر پيچي، روي زمينِ آب‌گرفته ترمز مي‌كند و يك بار دور خودش مي‌چرخد، موقعيت خود را از دست نمي‌دهد. «اي‌وَل دست‌فرمون!» بعد از كنترل مثال‌زدني اتومبيلش اين را زني فرياد مي‌زند.با همين تسلط، لاله صديق قهرمان قهرمانان مسابقات سرعت حرفه‌اي مي‌شود.جيغ و شادي تماشاگران زن و كف‌ زدن‌هاي تك و توك مردان تماشاگر او را تا بالاي سكو همراهي مي‌كند.
لاله دست‌هايش را به علامت موفقيت مشت مي‌كند و بالا مي‌برد. خوشحال است و با اين حال نمي‌داند چه موج مثبتي بين زنان حاضر در پيست اتومبيل‌رانيِ مجموعة ورزشي آزادي تهران ايجاد كرده است. كاپ را مي‌گيرد و عكاس‌ها همين‌طور از او عكس مي‌گيرند.

HydroForum® Group

نيمة دي‌ماه را هم رد كرده‌ايم و سردي هوا براي نشستن روي صندلي‌هاي رنگارنگ پلاستيكي جايگاه تماشاگران در فضاي باز پيست اتومبيل‌راني عذاب‌آور است. نشستن كه هيچ، ايستادن هم از سوز سرما فقط به اميد آفتابي كه هرازچندي التفاتي مي‌كند و روي سر تماشاگران مي‌تابد ممكن شده است.اما مسابقه آن‌قدر جذابيت دارد كه دختران و زنان و پسران و مردان زيادي در اين شرايط با اشتياق دنبالش كنند؛ دنبال كردن به معناي دقيق كلمه. سرها و چشم‌ها همراه با حركت سريع اتومبيل‌ها مي‌چرخند. جهت همة نگاه‌ها يكي است و حتي زاوية ايستادن‌ها و نحوة چرخش گردن‌ها.

HydroForum® Group

جايگاه تماشاگران زن و مرد از هم جداست، همين‌طور ورودي زنان و مردان به پيست. اما زنان و مردان با هم مسابقه مي‌دهند. نه‌ فقط در مسابقات سرعت بلكه حتي در كارتينگ. «چون تعداد زنان ورزشكار در رشتة اتومبيل‌راني كم است، مسابقات خاص زنان نداريم. اگر تعداد زنان به ‌حد نصاب مي‌رسيد و مسابقات در كلاس زنان برگزار مي‌شد، رقابت‌ها خيلي عادلانه‌تر بود. گرچه زنان علاقه‌مند زياد هستند اما سطح رانندگي‌شان هنوز به سطح مسابقه ‌دادن نرسيده است. اين‌طوري هم كه بايد با مردان مسابقه بدهيم خيلي به من و چند زن معدود ديگر شركت‌كننده فشار مي‌آيد، در نتيجه حالت بلاتكليفي داريم.»
اينها را لاله صديق مي‌گويد. او ماه پيش توانست در مسابقات كارتينگ حرفه‌اي در ميان بيست شركت‌كنندة مرد و يك شركت‌كنندة زن ديگر سوم شود.

 چرا قبل از تو زني در مسابقات ريس شركت نكرده بود؟ ممنوعيتي وجود داشت؟
○ نه، تا حالا كسي تقاضا نكرده بود. وقتي من با نايب‌رئيس فدراسيون اتومبيل‌راني صحبت كردم، به‌راحتي مجوز كتبي داد و از آن به بعد هفته‌اي سه روز در پيست آزادي تمرين كردم تا روز مسابقه.

HydroForum® Group

 در كارتينگ چطور؟
○ درحال‌حاضر، فقط من و رومينا كاظم‌زاده در مسابقة كارتينگ شركت مي‌كنيم. البته بايد بگويم كارتينگِ نوع كرايه‌اي (rental) را زنان زيادي تجربه كرده‌اند، اما قدرت موتور كارتينگ كرايه‌اي پايين است و آرام مي‌رود و كاملا ً تفريحي است. كارتينگي كه ما استفاده مي‌كنيم ريسينگ است و 28 اسب بخار سرعت دارد. در قسمت‌هايي از پيست كه راه صاف است و اصطلاحاً به آن «كفي» مي‌گوييم سرعت به 130 هم مي‌رسد.

 كارتينگ چه‌جور اتومبيلي است؟
○ اتومبيل يك‌نفره است، بي‌هيچ ايمني. نه كمربند دارد و نه حتي ديواره. فقط چهار چرخ دارد، يك صندلي و يك فرمان. دنده و كلاج هم ندارد و فقط بايد با گاز و ترمز اتومبيل را كنترل كرد. در واقع يك صندلي است با شتاب بي‌نهايت بالا. كارتينگ خطر زيادي دارد و به‌نظرم كاملا ً مردانه است.

 چرا مي‌گويي «مردانه»؟ مگر براي مردان خطر ندارد؟
○ مرداني كه در مسابقات كارتينگ شركت مي‌كنند بيشترشان رزمي‌كار هستند و هيكل تنومند دارند و آمادگي جسماني عالي. حداقل وزنشان هم 80 كيلوگرم است و قطعاً با مني كه 50 كيلوگرم وزن دارم قابل مقايسه نيستند. فشاري كه به بدن من مي‌آيد به‌مراتب بيشتر از فشاري است كه به بدن آنها مي‌آيد و همين‌طور آسيب‌هاي احتمالي وارده روي زنان به‌مراتب شديدتر است. مثلا ً در يكي از مسابقات كارتينگ يكي از زنان شركت‌كننده سر يك پيچ به‌جاي اينكه كاملا ً بپيچد با كارتينگش رفت توي لاستيك‌هاي كنار مسير و معلق زد توي هوا. هركس اين صحنه را ديد، فكر كرد او مُرده. خدا به اين زن رحم كرد كه فقط گردنش آسيب ديد و مچ دستش از دو سه جا شكست. اين اتفاق بارها براي مردان افتاده و نهايتش اين بوده كه از كارتينگشان بيرون افتاده‌اند، لباسشان را تكانده‌اند و كارشان را ادامه داده‌اند.

HydroForum® Group

 رالي و ريس چطور؟
○ در مورد اين دو رشته وضعيت فرق مي‌كند. چون با اتومبيلي سروكار داري كه ايمني خوبي دارد و اگر تنظيم باشد و كمربند هم بسته باشي، نهايتش اين مي‌شود كه چپ مي‌كني، اما خطر نقص عضو يا مرگ ندارد.

 حالا كه اين‌قدر خطر دارد، چرا در مسابقات كارتينگ شركت مي‌كني؟
○ به‌خاطر آسيب‌هاي زيادي كه توي اين سال‌ها تا به اين سن به من وارد شده، نهايتاً تا آخر امسال در اين مسابقات شركت مي‌كنم. احتمالا ً از سال ديگر كارتينگ را آموزش مي‌دهم. راستش ديگر قصد ندارم با مردان مسابقه بدهم، چون از روي حسادت آن‌قدر به كارتينگ من مي‌زدند كه منحرف شوم و خودشان جلو بزنند. حركتشان خيلي غيراخلاقي بود.

 با همديگر هم از اين برخوردها مي‌كردند يا فقط با تو اين‌طور بودند؟
○ به هم كاري نداشتند، چون مي‌ترسند! درگير مي‌شوند و چون از پسِ هم برمي‌آيند، كاري به كار هم ندارند.

 حالا چرا تعداد دختران و زنان در سطح حرفه‌اي اين‌قدر كم است؟
○ دو علت دارد. اول اينكه زنان هنوز اعتمادبه‌نفس كافي ندارند و خودشان را باور نكرده‌اند. دوم اينكه اطلاع درست و حسابي ندارند. اين رشتة ورزشي نياز به تبليغ دارد. در تهران، هيئت بانوان حداكثر 6 عضو دارد. در شهرستان‌ها هم زنان كرج به‌نسبت خيلي فعال هستند، اما باز هم نتيجة عملكردشان مشخص نيست. رالي بانوان كرمان هم بد نيست، البته بيشتر در رالي‌هاي داخل شهر شركت مي‌كنند و اغلب هم با همسر يا برادرشان كه معمولا ً به‌دليل موانع سنتي براي شركت در مسابقات قهرماني كشوري به تهران نمي‌آيند. تازگي‌ها هيئت بانوان تهران و كرج كارهايي براي تبليغ اتومبيل‌راني زنان كرده، اما اين زنان فعلا ً در سطح مبتدي هستند. هرازچندي از زنان علاقه‌مند دعوت مي‌شود بيايند آزمون عملي بدهند تا مشخص شود در سطحي هستند كه حتي براي تفريح به پيست وارد شوند يا نه.

شوماخر كوچولو
از سيزده سالگي پشت فرمان نشسته است. در باغچه‌اي كه در كرج دارند پدرش رانندگي را به او ياد داده است. سال چهارم دبيرستان كه بود چند بار با اتومبيل رفته مدرسه و البته ناظم با او برخورد كرده است. اين وسط‌ها هم چند باري شيطنت كرده است.
«اول دبيرستان بودم كه يك روز سر ظهر ماشين بابا را دزديدم و با يكي از همكلاس‌هايم، مريم، پُرسان‌پُرسان رفتيم جردن كه دوري بزنيم. خيلي كوچولو بوديم. آن‌قدر غرق حركت شجاعانة خودمان بوديم كه يكهو يك وانت زامياد كه از فرعي آمد بيرون، هول شدم و به‌جاي ترمز پايم را گذاشتم روي پدال گاز. زدم به زامياد. پياده شديم. قدم به‌زور به كمر رانندة وانت مي‌رسيد. عصباني شد كه: اين ماشين را از كجا آوردي؟ من هم گريه كردم كه: تو را خدا ببخشيد! آمده بوديم خريد كنيم! خلاصه دست از سرمان برداشت و آمديم خانه. شب شنيدم كه بابا به مامان مي‌گويد: نمي‌دانم كدام بي‌وجداني آمده زده به ماشين كه پارك بوده و دررفته. عذرخواهي هم نكرده! به‌ روي خودم نياوردم تا وقتي گواهينامه گرفتم. آن روز رفتم پيش بابا و گفتم: مي‌خواهم اعتراف كنم...»

 چه شد كه به مسابقات حرفه‌اي كشيده شدي؟
○ همة دوستان و اقوام مي‌دانستند كه من از بچگي به رانندگي علاقه داشتم، تا اينكه چهار سال پيش يكي از دوستان خانوادگي گفت مسابقات رالي برگزار مي‌شود. اين شد كه من و دوستم، ليلا قاسم‌لو، اولين زناني بوديم كه در مسابقات رالي شركت كرديم. من رانندة پاترولِ دو در مشكي بودم و ليلا نقشه‌خوان (navigator).
راليِ دوروزة كوير بود و آخر مسابقه هم به ما تقديرنامه دادند به‌عنوان اولين زنان شركت‌كننده در مسابقات رالي. همين كه تشويق شديم باعث شد پيگيري كنم. هفت مسابقه را شركت نكردم، چون در ايران نبودم و بعد كارتينگ رايج شد. من و يك دختر ديگر ـ كه هيچ‌وقت نيامد ـ كارتينگ ريس خريديم.

 و شروع كردي به رقابت با مردان؟
○ در اولين مسابقه‌اي كه شركت كردم، بين مردان چهارم شدم. ارديبهشت امسال بود. خيلي تشويق شدم و تا امروز توي همة مسابقات (ماهي يك بار مسابقة كارتينگ برگزار مي‌شود) شركت كرده‌ام. معمولا ً مقامم چهارم يا پنجم بود تا اين آخري كه سوم شدم.

 به‌راحتي سوم شدي يا...؟
○ خيلي سخت بود. راند اول پنجم شده بودم. (مسابقه دو راند دارد كه توي راند اول براساس سيزده دوري كه مي‌زنيد شما را به‌ترتيب مي‌چينند ولي مقام نمي‌دهند.) وقتي راند دوم كه بيست دور است شروع شد، با خودم گفتم كه بايد حداقل مقام چهارمي خودم را حفظ كنم. يك لحظه قاطي كردم. دو سبقت پشت سر هم گرفتم و جلو افتادم. هر دو آنها پشت كارتينگ من چسبانده بودند و تَقّه مي‌زدند كه بروم كنار. پيش خودم گفتم مگر بميرم كه بروم كنار! اين‌طوري بود كه سوم شدم و با لباس بنزيني رفتم روي سكو.

 چرا لباست بنزيني شده بود؟
○ وقتي مي‌خواستم استارت كنم يادم رفته بود درِ باك بنزين را محكم ببندم. هر بار كه مي‌پيچيدم، بنزين مي‌پاشيد روي سر و صورتم. وضعيت افتضاحي بود. هيچ كاري نمي‌توانستم بكنم وسط مسابقه! مسيرهايي كه مستقيم بود با يك دستم كاسكتم را تميز مي‌كردم كه البته بدتر مي‌شد. فرض كن روغن را بريزي روي شيشه و بمالي! سه چهار دور آخر را واقعاً شانسي رفتم.

لاله در شهر!
دست‌فرمانش حرف ندارد، اما بي‌نهايت تند مي‌راند با بي‌ام‌و كه اتومبيل زير پايش است در شهر. خودش مي‌گويد يك سالي است آهسته‌تر مي‌راند و تو مي‌ماني كه قبلا ً با چه سرعتي رانندگي مي‌كرده است. خودش هم اعتراف مي‌كند كه تا پارسال ديوانه‌وار رانندگي مي‌كرده: «پايم را مي‌گذاشتم روي گاز و مي‌رفتم. به هيچ‌‌چيز هم فكر نمي‌كردم!»
لاله صديق فوق‌ليسانس مهندسي صنايع دارد و مي‌گويد مشغول آماده شدن براي كنكور دكتراست. با اين حال در شركت پدرش و در سِمتي كاملا ً مربوط به رشتة تحصيلي‌اش كار مي‌كند. 28 سال دارد و قبل از اتومبيل‌راني، فاصلة سال‌هاي 77 تا 79، سواركاري مي‌كرده است.

 تصادف هم داشته‌اي در اين سال‌ها؟
○ خيلي زياد. دانشگاه كه قبول شدم، با اولين ماشيني كه بابا برايم خريد، چپ كردم. اول جادة هراز بوديم با دو تا از دوستانم. يكي از دوست‌هايم شيشه رفت توي چشمش و يكي ديگر مهرة گردن و دستش شكست. خودم سالم ماندم.
يك بار ديگر هم روز عصر برفي، هوا گرگ و ميش بود كه در اتوبان تصادف كردم و الان توي پايم پلاتين است.

HydroForum® Group

 در پيست چطور؟
○ يك روز چند نفر از مبتدي‌ها در پيست اسلالوم (مارپيچ) مي‌رفتند و ما تايم مي‌گرفتيم. من كارم تمام شده بود و پشت به پيست ايستاده بودم كه ديدم بچه‌ها دارند دست تكان مي‌دهند. يكهو ديدم توي آسمانم! ماشين يكي از اين مبتدي‌ها دررفته بود. پرت شدم بالا، خوردم روي سقف ماشين و بعد افتادم روي زمين و همين‌جور توي پيست قل مي‌خوردم. يك آن احساس كردم روح از بدنم جدا شده، عين فيلم‌ها! بعد از اين حادثه دو ماه و نيم توي خانه بودم، استراحت مطلق. چون گردنم شكسته بود و گفته بودند اگر تكان بخورم، ممكن است به نخاعم آسيب برسد.

 براي كمتر آسيب ديدن چه نكات ايمني را رعايت مي‌كنيد؟
○ مي‌داني كه ماشين‌هايمان شخصي است. براي رالي من با مزدا مسابقه مي‌دهم، چون ايمني بالاتري دارد، ماشين بزرگي است، شاسي قوي‌اي دارد، صندق‌عقب دارد و ضربه‌‌پذيري‌اش كمتر است. موقع حادثه هم خسارت كمتري مي‌بيند. داخل ماشين را هم آهن‌كشي مي‌كنيم. لباسمان هم اُوِرال ]نوعي لباس يك‌تكه[ است. در كنارش، كفش، دستكش و كلاه مخصوص داريم. محافظ گردن، محافظ دنده، زانوبند و مچ‌بند هم از وسايل مورد نياز است. براي كارتينگ، پوشيدن همة اينها اجباري است، اما در رالي اختياري است. فقط در تست سرعت رالي بايد حتماً كلاه‌كاسكت بگذاريم.

 كارهاي مكانيكي اتومبيلت را هم خودت انجام مي‌دهي؟
○ در حد تعويض روغن و لنت و رگلاژ ترمزدستي را خودم انجام مي‌دهم، ولي اگر قرار باشد كمك‌فنر يا اتاق را تعويض كنم، نمي‌توانم.

تبعيض جنسيتي در نوع جايزه
لاله صديق تنها اتومبيل‌ران زني است كه اسپانسر دارد. گرچه اسپانسرش آشنا بوده، اما حالا به‌خاطر مقام‌هايي كه آورده است، جاهاي ديگر هم مي‌خواهند اسپانسرش شوند.
او از تبعيضي كه اسپانسرهاي مسابقات براي اهداي جوايز بين زنان و مردان مي‌گذارند گلايه دارد: «هميشه جايزه‌اي كه به مردان مي‌دهند خيلي بهتر است از جايزه‌اي است كه به زنان مي‌دهند. مثلا ً در مسابقه‌اي كه اسپانسر كل مسابقه شركت سايپا بوده به برندة مردان يك پرايد دادند و به برندة زنان يك سكه. هيچ توضيحي هم نمي‌دهند. فقط چون تعداد ما زنان كم است زورشان مي‌رسد و اين تفاوت‌ها را مي‌گذارند.»

 براي تمرين كردن تبعيضي وجود ندارد؟ امكانات تمرين براي زنان و مردان برابر است؟
○ تنها زني كه در پيست فدراسيون تمرين مي‌كند من هستم و مشكلي ندارم. هميشه هم با من همكاري مي‌كنند. يك پيست خصوصي هم جواد موسوي دارد در پاركينگ شمارة 13 استاديوم آزادي كه در آن هم زنان تمرين مي‌كنند بدون هيچ مشكلي.

 از مسابقات اتومبيل‌راني زنان در كشورهاي ديگر خبر داري؟
○ تا آنجا كه مي‌دانم زنان در رده‌هاي حرفه‌اي شركت نمي‌كنند. مخصوصاً در ريس و كارتينگ انگشت‌شمارند، اما در رالي شنيده‌ام زني در رالي ارمنستان بين زنان و مردان اول شد.

 اگر كسي اسپانسر نداشته باشد، چقدر بايد براي اين ورزش هزينه كند؟
○ هر ماشين هزينة خودش را دارد. ضمن اينكه در مسابقات رالي هزينة اقامت در هتل‌ها را هم بايد به آن اضافه كنيد. در مورد كارتينگ و ريس، ماهي 400، 500 هزار تومان هزينة ماشين مي‌شود. اتومبيل‌راني ورزش فوق‌العاده پرهزينه‌اي است.

فقط رالي!
مي‌گويد در رالي با يك تير چند نشان مي‌زنيد. هم سرعت است و هم تماشا. «در رالي جاهايي مي‌رويد كه ممكن است تا آن روز ماشيني رد نشده باشد.» مي‌گويد خارج از فضاي رقابت و مسابقه، فقط مي‌خواهد رالي را ادامه بدهد: «راليِ آخر از روي درياچة نمك فارس رفتيم كه قبلا ً چك شده بود و حالت باتلاقي نداشت. خيلي جالب بود. تا شعاع زيادي هيچ ماشين و انساني نبود. در بعضي مسيرها هم جنگل هست و مناظر زيباي ديگر كه لذت رانندگي را دوچندان مي‌كند.»

مصاحبه و عکس از : مجله زنان

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱۸ اسفند ،۱۳۸۳ - حمیدرضا