حرفهای حمیدرضا
 

سارا حسن نائينی، متولد دوم تيرماه ۱۳۶۰ در شهر شيراز، فارغ التحصيل دوره کاردانی در رشته گرافيک از دانشکده دکترشريعتی تهران است.

 

خانواده
مادر و پدر او حوروش خليلی و رحيم حسن نائينی هر دو از ورزشکاران سرشناس و قهرمانان آسيا در رشته ژيمناستيک بوده اند. خانم خليلی و از خوانندگان بنام موسيقی سنتی ايرانی نيز هست.
سارا از سن پنج سالگی وارد ورزش در رشته ژيمناستيک شد، در هفت سالگی در مسابقات رسمی ژيمناستيک شرکت کرد و پس از مدتی در رده سنی خود به مقامهای بالا در مسابقات قهرمان کشوری دست پيدا کرد و از آن پس به مدت هشت سال مداوم قهرمان اول کشور بود. او بعنوان يکی از اعضای تيم ملی ژيمناستيک بانوان دراولين مسابقه بين المللی بانوان کشورهای اسلامی در سال ۱۳۷۰ شرکت کرد و مقام دوم را بدست آورد.

بهزاد: تعريف سارا رو از خواننده هايی که از ايران ميان خيلی شنيدم. هر کسی هم که ازش حرفی زده، داستان هايی گفته که آدم شاخ در مياره! ميگن ... "سارا قهرمان ژيمناستيک بوده ولی حالا ديگه قهرمان صداست" ...

ميدونم که ۲۳ سالت هست و بعد از انقلاب به دنيا اومدی. به نظرت تهران جای اشتباهی برای خواننده شدن يک دختر نيست چون موقعيتی نيست که بتونی آواز بخونی؟

موقعيت که هست. خانم ها برای خانم ها می تونند برنامه اجرا کنند. مدتی پيش هم خانم ها می تونستند به صورت هم خوان حضور داشته باشند که من با همين گروه راما که کار کردم به صورت همخوان بودم. البته مدتی هست که ديگه اين امکان رو نداريم که به اميد خدا اميدواريم درست بشه!


چرا اين امکان ديگه نيست؟
مدتی هست که خانم ها فقط برای خانم ها اجازه دارند بخونند!

گفتی که با خواننده های ديگه هم خوندی. با چه کسی اجرا داشتی؟
با آقای "نادر مسچی". در واقع توی آلبومش با نام "زندگی عروسکی" باهاشون همکاری کردم.

سارا
در فروردين ماه ۱۳۷۴ به دنبال حادثه ای از ورزش و شرکت در مسابقات معاف شد و ازآن پس به موسيقی روی آورد. سبک مورد علاقه او پاپ کلاسيک ، جاز و بلوز است. او اولين کنسرت خود را به صورت خصوصی درسال ۱۳۷۸ در يک خانه شخصی درسه شب و هر شب دو سانس و هرسانس با ۲۵۰ نفر بيننده به اجرا گذاشت. نوازندگان همراه او در اين کنسرت عبارت بودند از: شروين نجفيان – گيتار، عماد کحفی زاده ـ گيتار، همايون نصيری – پرکاشن ، ادوين مرادی – گيتار باس .
اين کنسرت منجر به آشنايی او با چهره های آشنای موسيقی پاپ شد. اساتيدی که او توسط آنها آموزش ديده است : آقای مهدی نيکنام در آواز کلاسيک، آقای حميدرضا ديبا زر در سلفژو مبانی موسيقی، و يک دوره Master class) ) صدا سازی و تنفس با استاد فرانسوی آقای ژاسمن بوده اند .

اتفاقاً نادر آْهنگی داره به اسم "باربی" که خيلی ها فکر می کنند اون رو منصور در آلبوم جديد "فراری" خونده که اينطور نيست! ... تو چطوری تعليم صدا ديدی؟

مادر من خانم "هوروش خليلی"، از خواننده خيلی خوب سنتی کشور هستند. در واقع از موقعی که من به دنيا اومدم و با موسيقی بودم و مامان می خوندند، من در خانواده ای بودم که همه موسيقی کار می کردند. اولين استاد من هم مادرم بود که خيلی کمک کرد که من وارد اين جريان بشم و اصلاً بدونم که چه جوری بايد بخونم، قبل از اينکه بخوام سبک خودم رو انتخاب کنم.

الان فکر کنم که مامات پشيمون شدن چون کاملاً برعکس سبک مامات رفتی!

اتفاقاً مادرم خيلی منو تشويق می کنه! همه هم ميگن که چه جوری شده دختر يک خواننده سنتی به اين سبک می خونه! مادرم و پدرم هر دو اين سبک خوندن من رو خيلی دوست دارند.

سبک کارت چيه؟
سبکی که من خودم دوست دارم گوش بدم و برای خودم بخونم Jazz است. ولی خوب سبکی که بخوام باهاش کار بکنم و برای مردم بخونم، پاپ است. چون فکر می کنم دوست دارم با تعداد خيلی زيادی از مردم در ارتباط باشم و تعداد زيادی از مردم موزيک های منو گوش کنند.


ما حدود دو ماه پيش ارتباطمون با سارا برقرار شد اونموقه سارا دو تا آهنگ ضبط کرده بود که کاملا حالت jazz داشت. خيلی با موسيقی و سبک کارشون حال کردم و وقتی که قرار مصاحبه گذاشتيم ديدم که با فقط با دو تا آهنگ نمی شه مصاحبه راديوئی کرد. اين بود که سارا با رضا تاج بخش ( آهنگساز و تنظيم کننده ) و جواد سفری ( مدير گروه) فوری يک گروه نوازنده رو جمع کردن و به سرعت برق و باد آهنگهای جديدی رو ضبط کردن.

شبهای زيادی رو بی خوابی کشيدن تا که آهنگها برای مصاحبه سارا با بی بی سی ضبط شد. و وقتی آهنگها دستم رسيد و با بعضی از تکنسينهای بی بی سی شنيديمشون و واقعأ تعجب کرديم که چقدر ضبط و تنظيم آهنگها کيفيت بالائی داره و ضبط اينها تو يک استوديوی کوچيک (استوديوی کرگدن) کا رحضرت فيله!

يک آهنگ لاتين داری به نام "فانوس". اين آهنگ ساخت کيه؟
اين آهنگ ساخت پيمان، يکی از دوستان عزيزمه که چند وقت پيش رفت ايتاليا برای درس خوندن.


فانوس رو با چه کسانی ضبط کردی؟
تنظيم کننده کارهای من يکی از بچه ها هست که شخصيت خيلی جالبی داره و يک مقدار هم شيطونه و البته ما خيلی دوستش داريم! آقای "رضا تاجبخش"

کنسرت ها
او در شش کنسرت خصوصی بعنوان خواننده تک خوان ( Solo) و درهفت کنسرت عمومی بعنوان همخوان ( Back Vocal) حضور داشته است. ازکنسرت های خصوصی او می توان کنسرت درجزيره کيش ۱۳۷۹ ، کنسرت درمنزل سفير پاکستان ۱۳۸۱ و کنسرت د ر سفارت يونان ۱۳۸۳ را نام برد و کنسرت های عمومی که او شرکت داشته، سه کنسرت همراه گروه پيکولو، يک کنسرت همراه با گروه راما، يک کنسرت به همراه گروه برادران خواجه نوری و يک کنسرت به همرا ه عليرضا عصار حائز اهميت است .
او در کنسرت های عمومی مورد توجه فراوان مردم و چندی از مطبوعات قرارگرفت که در امتداد اين برنامه ها ابتدا خواندن او برای وزارت ارشاد بطور مشخص مورد سؤال و بعد بطور کامل ممنوع شد. شايان ذکر است او در چند آلبوم نيز بعنوان همخوان (Backing Vocal) ،همکاری داشته است؛ از جمله آلبوم گروه راما، آلبوم گروه پيکولو، آلبوم زندگی عروسکی، آلبوم به دادم برس، آلبوم هيشکی منو دوست نداره و آلبوم گروه جم .

خوب پس يک مقدار با رضا هم صحبت کنيم ببينيم ما هم دوستش داريم يا نه! دروود رضا ...
رضا: حال شما چطوره، خوبين؟

توی صحنه ضبط آهنگ ها تو روی مبل خوابيدی! جريان چيه؟

آخ آخ! از من اونجا عکس گرفتن!؟؟ معمولاً حدود ساعت ده شب سازهای مختلف و نوازنده ها می اومدند و شروع می کرديم به ضبط تا ساعت ۲ و ۳ صبح! بعد يک مقداری با هم گپ می زديم و می رفتيم سراغ کله پاچه! خيلی هم طاقت فرسا کارمی کرديم که آهنگ برای مصاحبه آماده بشه. من خودم آخرسر باورم نمی شد که سه تا آهنگ برای مصاحبه آماده بشه.

يکی از آهنگ ها تم Funk Rock هست ولی ملودی پاپ هست. يکی ديگه از آهنگ ها کاملاً سبک Jazz هست. يکی ديگه از آهنگ ها به اسم فانوس هم به سبک لاتين کار شده. چون خودم موزيک Jazz رو دوست دارم و فعلاً خواننده ای در ايران با اين سبک وجود نداره، بهتره اين سبک با کلام فارسی مطرح بشه.

نمونه از آهنگها :


سارا: موسيقی Jazz يک سبکيه که برای من مثل معلم می مونه و می تونم خيلی چيزه ازش ياد بگيرم. اين سبک رو دوست دارم برای خودم کار کنم و اون رو بفهمم. ولی دوست دارم وقتی برای مردم می خونم، موزيکی بخونم که اون ها بيشتر متوجه بشن و بيشتر دوست داشته باشند که فکر می کنم سبک پاپ برای اين کار بهترين باشه.

درباره اولين کنسرت خودت برامون بگو ...
سارا: کنسرت اول من خيلی جالب بود. من قبلاً فقط برای خودم می خوندم. تا اينکه آقايی که استاد پيانو و آواز بودند صدای منو در يک مهمونی شنيدند و به مادرم گفتند که اين خيلی خوب می خونه و صدای خوبی داره. اين گذشت و هيچ اتفاقی نيافتاد تا اينکه اين آقا منو با خودش به يک مهمونی برد و من اونجا خوندم.


بعد يک خانمی اونجا بود و اومد و گفت که من می خوام توی خونه ام برات کنسرت بزارم! قبول می کنی؟ من هم گفتم باشه! اصلاً نظری هم نداشتم که چه اتفاقی می خواد بيافته و اصلاً کنسرت يعنی چی!

من حتی با هيچ نوازنده ای تا اون موقع کار نکرده بودم، فوقش يک گيتار با صدای من همراهی کرده بود! بيشتر هم انگليسی می خوندم و کارهای فارسی زياد بلد نبودم! خلاصه دو روزه يک گروه تشکيل داديم و کنسرت رو اجرا کرديم! کنسرت به مدت سه شب، و هر شب دو اجرا، بود. يعنی اولين کنسرت من به اين شکل که گفتم توی يک خونه برگزار شد! من خودم شوکه شدم که چقدر مردم از کنسرت خوششون اومد!! خودم هم باورم نمی شدف از اونجا بود که با اهل موسيقی آشنا شدم و يواش يواش خودن رو جدی گرفتم.


گروه
سارا هم اکنون با گروه خود بنام دلتا، که اعضای آن عبارتند از: رضا تاج بخش – آهنگساز، تنظيم کننده ، نوازنده کيبورد و پيانو، دارا دارايی – گيتار باس ، ماهان ميرعرب – گيتار، عليرضا طباطبايی – درامز,،عليرضا ميرآقا – ترومپت ، سياوش نائينی – پرکاشن و سارا نائينی خواننده مشغول به ضبط اولين آلبوم خود و تمرين برای اجرای کنسرت است.

از اون به بعد يک سری کلاس رفتم و کارم رو توی دنيای موسيقی شروع کردم. بعد از مدتی خواننده های مختلف به من پيشنهاد کار دادند و من هم کنسرت های مختلفی گذاشتم و به همين ترتيب رفت جلو ...

اين موضوع ازچند وقت پيشه؟
تقريباً چند ماه پيش. توی تابستون.

بعد مثل اينکه جاهای ديگه هم کنسرت دادی، درسته؟
بله. توی خونه سفير پاکستان يک کنسرت خيريه انجام دادم. اين کار خيلی تجربه خوبی برای من بود. بيشتر کارها هم به زبان انگليسی بود و يک سری هم کارهای فارسی انجام دادم که ساخت خودمون بود. بعد از اون هم يک کنسرت در سفارت يونان برگزار کرديم که تمام کارها به صورت انگليسی بود. اون کنسرت خيلی عالی بود و به من خيلی خوش گذشت. اميدوارم که باز هم از اين کنسرت ها باشه!

اين کنسرت هايی که تا حالا دادی برات دردسر ساز که نشده؟
متاسفانه صدای خواننده زن ممنوع هست. اما من اميدوارم که به اميد خدا اين مشکل درست ميشه! دومين کنسرت من توی کيش بود که اون يک جنجالی به پا کرد! اول قرار بود اون کنسرت برای بانوان باشه. ما رفتيم و دو شب برای خانم ها کنسرت داديم.

اما بعدش ديديم که چه فايده داره آقايون نباشن و نبينن! اين بود که کنسرت عمومی شد اما من به اسم همخوان! اما چهار نفر که در کنسرت وايساده بودند و در واقع نمی خوندند و من خواننده اصلی بودم! اين کار رو کرديم که فقط بتونيم کنسرت رو برای عموم اجرا کنيم! بعد از اون خيلی سخت اجازه می دادند که گروه ها کنسرت بدن!


يک سوال دارم ... شايعه های زيادی درباره تو هست که ميگن تو کار ژيمناستيک می کردی و از يک پشت بوم می پريدی روی پشت بوم ديگه برای اينکه بری خونه خالت! موضوع چيه؟
آره من خودم هم يکی از عجيب ترين اونها رو خودم شنيدم! سياوش، داداشم يک جايی بود که می گفتن اين دختره می خواسته بره خارج خواننده بشه، ميرفته اونور خيلی معروف می شده، بعد می خواسته از مرز خارج بشه تير خورده !!! هاهاها ... قهرمان شدم!

حالا واقعيت چی بوده؟ شايد دوست نداشته باشی بگی. اما خوب ما هم خبرنگار هستيم و وظيفمون حرص دادن ملت هست ...
من از اونجايی که خيلی شيطون بودم ( البته الانش هم هستم! ) از مدرسه که تعطيل شدم می خواستم برم خونه و کليد نداشتم. از پشت بوم می خواستم بپرم توی تراس خونمون که طبقه سوم بود، همچين يک ذره اشتباه پريدم و من افتادم توی حياط!

قبلاً هم از اين کارها می کردی؟
آره آره! زياد! الان هم اگه بتونم می کنم! اما فعلاً نمی تونم.

خيلی ممنون هستم سارا که اين اجازه رو به ما دادی که برای اولين بار از طريق راديو بی بی سی باهات صحبت کنيم. خيلی زحمت کشيدی، هم خودت و هم رضا تاجبخش که تنظيم کننده گروهه. همين طور مدير برنامه ها و گروه، جواد صفری که خيلی در اين راه ما رو کمک کرد که صدای و و آهنگ هات از طريق برنامه ما به مردم برسه. دوست دارم آخر سری با رضا صحبت کنم و اون هم گروه رو معرفی بکنه و اشک همه رو در بياره!
سارا: حتماً. من هم خيلی خوشحال شدم که با شما صحبت کردم.

حالا رضا شروع کن به حرص دادن ...
رضا: اول از همه از کسی تشکر می کنم که داشت می رفت کانادا و ما پدرشو توی اين چند روز در آورديم "رضا مقدس". استوديو بم که برای ميکس و مسترينگ خيلی زحمت کشيدند و همين طور تشکر می کنم از نوازنده های گروه، ايمان جعفری که ساکسيفون می زنه، حسين شريفی ترمبون، اميد حاجيلی ترمپت، عليرضا ميرآقا ترمپت، آيدن احمدی نژاد ويلون سل، همايون نصيری پرکاشن، اميد حجت عزيزم گيتار الکتريک و ماهان ميرعرب که گيتار کلاسيک برای ما زد


BBC

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱۸ اسفند ،۱۳۸۳ - حمیدرضا