حرفهای حمیدرضا
 

                    قسم                   

قسم خوردم که بعد از تو

به دنيا دل نمي بندم

ميام هرجا که تو باشي

به رويا دل نمي بندم

قسم خوردم بدون تو

نبينم صبح فردا رو

نميدوني ، نميدوني غم دل بستگي ها رو

بدون تو ، بدون تو ندارم بال پروازي

تو اين شب گريه هاي تلخ

ندارم شوق آوازي

به عشق تو ، به عشق تو بايد دل رو به دريا زد

تو که نيستي به شهر شب نميشه رنگ فردا زد

چه سخته زندگي بي تو

چه سخته از تو دل کندن

نميشه عاشقي معنا، بدون تو ، بدون من

اگه روزي تو برگردي

تو چشمام عشق رو مي بيني

براي عمر تلخ من ، تو تنها عشق شيريني

با گريه التماس کردم

تو گفتي بر نمي گردي

خودم رو در بدر کردم

نميدوني ...

تو چشمام عشق رو مي ديدي

به احساسم تو خنديدي

من اين عمر و هدر کردم

نميدوني ....

بدون تو ، بدون تو ندارم بال پروازي

تو اين شب گريه هاي تلخ

ندارم شوق آوازي

به عشق تو ، به عشق تو

بايد دل رو به دريا زد

تو که نيستي ، به شهر شب ، نميشه رنگ فردا زد!

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۳٠ اسفند ،۱۳۸۳ - حمیدرضا