حرفهای حمیدرضا
 

                دلاويز ترين شعر جهان             

 

از دل افروز ترين روز جهان،

خاطره اي با من هست.

به شما ارزاني

سحري بود و هنوز،

گوهر ماه به گيسوي شب آويخته بود

گل ياس،

عشق در جان هوا ريخته بود

من به ديدار سحر مي رفتم

نفسم با نفس ياس درآميخته بود

***

مي گشودم پر و مي رفتم و مي گفتم : هاي

 بسراي اي دل شيدا، بسراي

اين دل افروزترين روز جهان را بنگر

تو دلاويز ترين شعر جهان را بسراي

 

******

 

تو هم، اي خوب من ! اين نكته به تكرار بگو

اين دلاويزترين حرف جهان را، همه وقت،

نه به يك بار و به ده بار، كه صد بار بگو

« دوستم داري » ؟ را از من بسيار بپرس

« دوستت دارم » را با من بسيار بگو
نويسنده : ؟؟؟؟؟

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳ فروردین ،۱۳۸٤ - حمیدرضا