رندي را گفتند . درد بي درمان چيست ؟
گفت . غم عشق
پرسيدند . غم عشق چگونه طاقت فرسا شود
گفت . در فراق يار
گفتند . فراق يار چگونه جلوه گري کند
گفت . با آه جگر سوز
پرسيدند . جانکاه تر از غم عشق و فراق يار وسوز جگر
گفت . آن است که عاشق از ابراز عشق به معشوقش درماند
گفتند . چه سازد عاشقي که به اين درد مبتلا ست
گفت . تنها بماند و بسوزد و بسازد
پرسيدند .حاصل سوختن و ساختن
گفت . مرگ جان و حيات جسم . . . بميرد قبل از آنکه بميرد
گفتند . چگونه
گفت . درموت جسم فاني شود و روح باقيست..
اما عاشق سينه سوخته ناتوان را روح بميرد و جسم در حيات
پرسيدند . اگر في الحال خرقه تهي کند
گفت . جاودانه در بهشت خواهد ماند
گفتند . نقري که برازنده سنگ مزارش باشد
گفت .
بر سر تربت ما چون گذري همت خواه
که زيارتگه رندان جهان خواهد شد
/ 5 نظر / 14 بازدید
عاطفه

سلام عزيزم عالی بود ....چقدر لذت بردم....خوشحالم که زود آپ ميکنی و بی سروپا منتظر پست های بعديت هستم ....من به روزم ....سر بزنی خوشحال ميشم....منتظر حضور هزارباره ات هستم عزيز....ا شعری ديگه از مجموعه اشعار خودم ....بيا!

سلام دوست عزيز خوبيد؟ منکه اين روزها اصلا فرصت نکردم يک سری بزنم و شرمنده مدتی میشه نبودم اما شما يک سر تا باغ گل ياس بيا اين پست های اخير خيلی جالب بودند دستتون درد نکنه

الهه

دوست من کامنت قبل رو نوشتم اما شرمنده اسمم رو يادم رفت بزارم ...........بسکه اين روزها گرفتارم ...........

بتی

سلام خوشکل بود ولی من با عشق زنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم حميد رضا زنده باشی(عاشق)