اخرين لحظه ديدار

در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من  فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن.

/ 18 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرمان قادری

سلام.با تبريک سال نو اميدوارم موفق و در سلامت کامل باشی.باز هم به من سر بزن.بدرود

poppet

سلام. قشنگ بود... از کی بود؟

سنگ صبور

سلام اپ قشنگی بود کاش از يه فونت مناسب تر استفاده ميکردی تا به جذابيت کارت اضافه کنه . ولی در کل کارت معرکه اس . موفق باشی . تا اپ بعدی خبرم کن فعلا خوش باشی

سارا

حميد رضای عزيز آپ قشنگی بود به آرامی از من فاصله گرفتی بی هيچ کلامی خيلی قشنگه من هم جز هشت بهشتيها هستم که منت گذاشته بودی و کامنت گذاشتی منم اومدم جواب محبتهاتو بدم البته هشت بهشت يه وب گروهی اينم وب سايت خودمه ممنون

الیزابت

سلام حمید رضای عزیز. مطالبت قشنگه . راستی چرا بعضی از تصاوير وبت لود نشد ؟

تراموا

کم سعادتيه

مريم

سلام شما خوبيد زيبا نگارش نموديد و از يه حس درونی می گفت موفق باشيد بيا باشه

رضا

سلام ..شعر قشنگی بود .... پشت کاجستان ،برف. برف،یک دسته کلاغ. جاده یعنی غربت. باد،آواز،مسافر،و کمی میل به خواب. شاخ پیچک، و رسیدن، و حیاط. من،و دلتنگ، و این شیشه ی خیس. می نویسم، و دو دیوار، و چندین گنجشک. یک نفر دلتنگ است من اپم ..خوشحال ميشم سر بزنی

be nam

salam bad nest khobam nest sar bazan montazaram jegar