مرگ قو

شنيدم که چون قوي زيبا بميرد 

فريبنده زاد و فريبا بميرد

شب مرگ، تنها نشيند به موجي

رود گوشه اي دور و تنها بميرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در ميان غزل ها بميرد

گروهي بر آنند کاين مرغ شيدا

کجا عاشقي کرد  ، آنجا بميرد !!

شب مرگ ، از بيم آنجا شتابد

که از مرگ غافل شود  ، تا بميرد

من اين نکته گيرم که باور نکردم

نديدم که قويي به صحرا بميرد

چو روزي ز آ غوش دريا بر آمد

شبي هم در آغوش دريا بميرد

تو ، درياي من بودي آغوش واکن

که ميخواهد اين قوي زيبا بميرد

دکتر مهدی حميدی شيرازی

پاسخ قو

 

چو قو گر در امواج دريا بميري

چو آهو در آغوش صحرا بميري

ندارد تفاوت به چشم زمانه

چه اينجا بميري چه آنجا بميري

پس از مرگ بهر تو سودش چه باشد

گرفتم که چون قو فريبا بميري

تو را هست با قو هزاران تفاوت

مبادا شوي خام و بيجا بميري

تو خواهي که با آن همه خوش ادايي

در آغوش دلدار زيبا بميري

ولي يار زيبا دهد پاسخ تو

مبادا که در خانه ما بميري

چو يک عمر ما را تو دشنام دادي

چرا وقت مردن در اينجا بميري

نجوشي چو در زندگي با محبان

بدين جرم بايد که تنها بميري

در آغوش دلدار جايت نباشد

همان به که چون قو به دريا بميري

 

تو فکر کن که خوشم با خيال خود ، باشد

و با تفکر پوچ و محال خود... ، باشد

تو فکر کن همه ی زندگی من اينست

- که افتخار کنم به زوال خود ، باشد

من و تو در شرف يک جدايی سختيم

بيا تمام کن اين قيل و قال خود ، باشد ؟

و فکر کن من از اول نبوده ام ، حالا

- برو سراغ زندگی ايده آل خود ، باشد

برو و در تب تند حسد رهايم کن

بگو خلاص شدم از وبال خود ، باشد

و فکر کن که به من لطف کرده ای رفتی

پیِ هميشگی پر ملال خود ، باشد

تو فکر کن که سرم جای ديگری گرم است

و دلخوشم به کسی توی فال خود ، باشد

و من در آخرِ اين شعرِ سرد می ميرم

تو هم برس به جواب سؤال خود ، باشد؟

 

/ 2 نظر / 16 بازدید
مداد سفید

دوستانی که یک بار به ما سر زدن یا ما بهشون سر زدیم رو فراموش نمیکنیم و دوباره پیششون میریم.....ما هم برای حضور مجدد شما لحضه شماری می کنیم .....آپ شدیم با 3 مطلب جدید و همچینی خوندنی ....چه از خودمون تعریف کردما !!!!....رفيق بابا خيلی توپ بود مطلبت ادامه بده ما کنارتيم

bachehaye-poroo*HassaN

سلام با کمال تاسف وبلاگ ما آپ شد ولی حتما بخونید (خنده)شاد باشید