ساده<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

آنچنان ساده ام

که گنجشکها هم می توانند

در جیب هایم لانه کنند

با پروانه ای سال ها دوست می شوم

برای پای مورچه ام که به گل می ماند

های های گریه می کنم

در دور و دراز باور خود

کودک می مانم

همیشه

حالا

چقدر با من رو راستی

از اینجا تا کجای دنیا برای تو بدوم

و یا با کدام شاخه ی خیانت

خودم را حلق آویز کنم

روزی وقتی که دیگر من نیستم

نمی خواهم

در پیدا و پنهان

تلخ بخندی

ویا به خنده بگویی که من

واقعا ساده بوده ام

حتی

در پیله ی تصور و تصویر

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر پاييز

سلام مرسی که به من سر زدين. راستی انقدر سادگی هم خوب نيستا...! موفق باشين

anahita

salam,omid varam hamishe in goone bemanid va hamein chenin bashim, sadegi ba sade lohi fargh darad.

nasim

اپ کردی بی خبر بی معرفت. ولی من مثل تو نيستم بيا اپ کردم

neda

عالی شده....موفق باشی دوست خوبم!!!

زرشکی

سلام قشنگ نوشتی . سادگی هم برای خودش عالمی داره. شاد باشی

neda

افسانه ی تلخ آپ شد خوشحال می شم به من سر بزنی!!! به امید دیدار!!!

kiya

سلام مريم و حميد عزيز.....خوبين...نوشتت زيبا بود...من آپ کردم منتظرم....فعلا

saba

سلام..خيلی فوق العاده بود..پيروز باشيد..

بی نشانی از شرق گیلان

هوالاول: .بيادتيم حميد عزيز؛ بياد مان باش که دل بی دوست دلی غمگين است. ما را به نزد دوستانت ببر تا رايحه خوش آشنايی؛ دل مغموم ما مسرور کند.بيادتيم ؛ بيادمان باش .فراموشم مکن.

...

قصه ي زيبايي است كاش به قدر بيانش آسان بود سادكي را مي كويم....