فقط یک روز

امروز کسی باش که واقعا آرزو داری مهربان و باگذشت ساده و شفاف پاک و خالص با انعطاف و مددرسان رنج و نگرانی را کنار بگذار به لحظات زندگی چنان ارزش بده که آرزو داری امور را از این پس همان طور به پیش بروند درک کن که باخودخواهی و خود پسندی درد جسمانی و رنج روانی را برای خود تدارک می بینی زندگی کن با مرام های واقعی چون محبت وعفو وجودی عاشق از خواسته نفس رها شو و در وجود خویش به جای رنج دادن و ناسپاسی به دنبال شوق و امید باش فقط یک روز بی ضرر باش و برای همگان مفید باش حقیقت را دریاب نیت کلام و کردار و گفتارت را آرامش بده اگر باورت نکردند نهراس بر ناتوانی خود برای رسیدن به خواستهای مهر آمیزت غلبه کن چنان با محبت رفتار کن که دلیلی برای شرمسار بودن از خودت نداشته باشی پیش داوری هایت را کنار بگذار که رنج پیش از آن حتمی است همین امروز از بخشش آکنده شو کس نمی داند فردا چه در راه است زندگی کوتاه است درگذشته ها نمان نگران آینده نباش فقط یک روز لحظه های امروزت را باامید و اشتیاق به سمت مسیر ی تازه و سپید ببر در تاریکی به دنبال چه میگردی ؟ چرانور را نمی جویی ؟ لا اقل یک روز کسی باش که واقعا آرزو داری!!!

/ 8 نظر / 10 بازدید
عاطفه

سلام حميد جان ممنون که آپ کردی ....منتظرت بودم...پست خيلی خيلی قشنگی بود ... ميدونی اميد مثل خورشيده که وقتی به سمتش ميری سايه خطاهامون رو پشت سرمون ميندازه و وعده های خدا به بندگانش که تو هم حتما يکی از اونا هستی مثل ستاره است که هر چقدر شب تيره تر باشه ستاره ها نورانی تر و درخشانترن.....ولی حکمتی هست توی هر اتفاق هر رويدادی که برای ما پيش مياد .....تو فقط زندگی کن و لذت ببر از زندگيت ....اميد داشته باش به تمام ايام طلايی که در انتظارته....ميدونی زمان حال توی انگلیسی همون پرزنت معنی ممیشه ...پرزنتم به معنی هدیه .....فکر کن ...میگن چون زمان حال یه هدیه خداوندیه پس بهش بگیم پرزنت ....جالبه ....بیشتر مراقب خودت باش گلم.... دوستدارت پری غمگین

امير تازه کار

سلام دوست من سپاس برای حضورت مهربان و باگذشت ساده و شفاف پاک و خالص با انعطاف و مددرسان رنج و نگرانی را کنار بگذار به لحظات زندگی چنان ارزش بده که آرزو داری امور را از این پس همان طور به پیش بروند قشنگ گفتی خوش باشی وبی غم به اميد ديدار

علیرضا

سلام خالتون خوبه ؟؟؟ ممنون از حضورتون با تبادل لينک موافق بودی خبرم کن فعلا

?؟ ص د ف ?؟

چشم مي گذاري گم مي شوم در تو ميان آن كوچه برفي با دو رد پاي موازي كه هندسه كوچه آن دو را تا بي نهايت مي ديد هر چه منتظر ماندم چشم بر نداشتي قاعده بازي مان اين گونه نبود...شادیهایت تا بینهایت

الهه

سلام مدتهاست که دیگر نیستم گویا دیگر نمیتوانم باشم اما خواستم باز نیز چون گذشته فرصتی را با کلام یاران سپری کنم دلم تنگ شده بود تو هم دیگر نیامدی ..........

مهسا

دشوار است ... ری‌را هر چه بيشتر به رهايی بينديشی گهواره‌ی جهان کوچک‌تر از آن می‌شود که نمی‌دانم چه ...! راهِ گريزی نيست..........

ستاره

خيلی زيبا و قشنگه به شرطی که از يه روز بههمه روز تمديد بشه