محبتت را پاسخ نخواهند گفت
صورتت را به مهربانی کس نخواهد بوسید
دستان سردت را گرمای دستی نخواهد گرفت
غمت را نمی پرسند ز چیست
تنهای تنها ، باید بروی
محبت و مهر و وفا سالیان ِ درازی است که به گورستان سفر کرده اند
مگر جنازه هایشان را خودمان دفن نکردیم؟
به همین زودی یادت رفت؟
در گورستانِ نامردی و بی شرمی؟
یادت رفته است که دیگر کسی عاشق نخواهد شد؟
کسی دیگر یادش نمی آید اشکهایت را
دیگر حتی کسی مرهمی برای زخم های دلت نخواهد شد
دیگر پای پنجره به انتظار محبت و عشق و عاشق شدن و رسیدن پیام خوش مباش
آن خبر نمی آید
هرگز نمی آید
یادت نرود!صداقت را خیلی وقت است که مدفون ساخته اند
هیچ نیست
نه نانی! نه دلِ خوشی! نه دل عاشقی و نه پیام خوشی در راه
و نه محبت و صداقت و رفاقتی
دیگر پاسخی نمی آید
منتظر مباش

/ 8 نظر / 14 بازدید
مداد خاکستری

سلام دوست عزيز...شرمنده که دير شد..سال نو مبارک؛اميدوارم سالی سرشار از موفقيت و شادی و نشاط داشته باشی؛سالی پر از صداقت و راستی...يا حق

kiya

سلام/ مرسی

دختر پاييز

سلام خیلی وقت بود نیومده بودم.شرمنده. سال نو را پیشاپیش بهتون تبریک میگم. امیدوارم سال خوبی داشته باشین. هر وقت تونستین به من سر بزنین. خوشحال میشم.

kiya

سلام حميد عزيز آخرين آپ من در سال ۸۴ خوشحال ميشم سر بزنی.......فعلا

خزان

سلام ... سال نو پيشاپيش تبريک ... ممنونم اومدی پيشم ... اين پستت هم ... يه جورايی.... زيبا بود ... و .... غمگين .... و .... متاسفانه واقعی

kiya

سلام حمیدجان......خوبی... یک روزه دیگه به سال جدید نمونده و من اینجا اول سال نو را به شما دوست خوبم تبریک عرض کنم امیدوارم سال پر برکتی برات باشه و خدا برات همه جوره بسازه...سبز و سرخ و آبی باشی ...نوشته های زیبابیت نشانه عمق فکرت و زیبایی کلماتیست که در بکار بردنشان نهایت ظرافت را بکار میبری قلمت همشه سبز باد ..عالی بود ..منتظر نوشته های خوبت هستم........فعلا

خزان

سلام عزیز ... سال نو مبارک ... ایشالا که سال 85 سال موفقیت برات باشه ...